از نیمکتهای البرز تا آنسوی میز کلاس.
فارغالتحصیلی از کالج البرز و آغاز تدریس در حلی ۱ و ۷، البرز و چند جای دیگر؛ اولین تجربهی جدیِ ساختن چیزی میان آدمها.

در نقطهی اتصالِ آدمها، فرصتها و کسبوکارها کار میکنم. اینجا تمام ماجرا نیست؛ فقط ردهایی از آن است.
رد مسیر را بگیر←
حوزهی کاری من یک عنوان نیست؛ نقطهی اتصالِ آدمها، فرصتها و کسبوکارهاست.
این یک رزومهی کامل نیست. پنج نشانه است از جاهایی که مسیر تغییر کرد، آدمهایی که وارد شدند و چیزهایی که شکل گرفتند.
فارغالتحصیلی از کالج البرز و آغاز تدریس در حلی ۱ و ۷، البرز و چند جای دیگر؛ اولین تجربهی جدیِ ساختن چیزی میان آدمها.

استارتاپویکند جوانان تهران و رویدادهای آشنا؛ از البرز و پلیتکنیک تا شریف و دانشگاه تهران.

تجربهی همکاری، بعدتر به طراحی و اجرای یک مسیر جامعهسازی در مرکز نوآوری ایرانزمین رسید.

آغاز فعالیت حرفهای در صنعت ساختمانهای لوکس؛ نقطهای که رابطه، مذاکره و کسبوکار به یک زبان مشترک رسیدند.

امروز، تجربهها و همکاریهای مختلف زیر یک نام در حال شکلگرفتناند: BEHRAD.

همهچیز
میانِ آدمها
شکل میگیرد.
ایدهها، فرصتها و کسبوکارها سرنوشت قطعی ندارند. آدمها هستند که آنها را رشد میدهند، متوقف میکنند یا دوباره میسازند.
یادداشتهایی دربارهی آدمها، تصمیمها، کسبوکار و فاصلهی پنهان میان چیزی که برنامهریزی میکنیم و چیزی که واقعاً اتفاق میافتد.
ورود به دفتر یادداشت←کار، از اینجا جدیتر میشود.
خانهی کسبوکارها، پروژهها و همکاریهایی که من و همکارانم در حوزههای مختلف شکل و توسعه میدهیم.
ورود به BEHRAD↗راهش را پیدا میکنید.